امروز چخبره؟
شهاب حسینی نسبت به انتشار عکسی با یکی از طرفدارانش و حاشیههایی که برایش به دنبال داشت، در صفحه اینستاگرام خود پستی با این مضمون منتشر کرد:
بدا به حال زمانهای که آدم از نیت خیرش نتیجه شر می گیرد!
“بدا به حال زمانهای که آدم از نیت خیرش نتیجه شر می گیرد. از روزی که شروع به پیمودن پلههای ترقی و شهرت کردم با خودم عهد کردم تا جایی که توان دارم در برابر مردم فروتن و متواضع باشم و مهر مردم را با مهر پاسخگو باشم. معدود دفعاتی در کل دوران حرفهایم پیش آمده که از گرفتن عکس یادگاری با کسی طفره روم یا برخورد ناراحت کنندهای با کسی داشته باشم چون با هر حالی که داشتم، چه خوب چه بد این حق را برای مخاطب قائل بودم که بخواهد با هنرمند مورد علاقهاش عکسی به یادگار داشته باشد.
قصدم این است که برای طرفدارانم، خاطرهای صمیمی ثبت کنم!
هر چند تا کسی در این شرایط نباشد نمی تواند درک کند که این کار چقدر سخت است و مسائل و مصائبی رو برای آدم می تواند به همراه داشته باشد. میشد مثل برخی از همکاران با سلاح ترشرویی با طرفداران مواجه شد و خود را راحت کرد. اما تا به اینجا این موضوع چندان موافق مرام من نبوده است. همیشه با طرفدارانم طوری مواجه می شوم که انگار به همان میزانی که آنها من را می شناسند من هم آنها را می شناسم؛ برای اینکه احساس راحتی بیشتری بکنند و آن لحظه در خاطرشان با صمیمت ثبت شود. گواه بر این مدعا کم نیست.

بحرانی به نام فقر هویت افراد!
معمولا هم از آنها می خواهم به دو دلیل از انتشار عکسها در فضای مجازی خودداری کنند؛ دلیل اول برای جلوگیری از ایجاد حواشی و دلیل دوم که به مراتب مهم تر است این است که بنده به عنوان هنرمند احساس نکنم که مورد استفاده ابزاری در جهت تبلیغ شخصی قرار گرفتم در جهت جذب فالوورهای بیشتر که این روزها مثل یک بیمار روانی به جان کاربران فضای مجازی افتاده و هر چه بیشتر مبین بحرانی به نام فقر هویت افراد است.
جهل شما نمی تواند مانعی برای جهان بینی بنده کوچک باشد!
بیشتر طرفداران فهیم و ارزشمند به جهت احترام به خودشان و بنده کوچک، خواهش بنده را پذیرفتن و عکسها را صرفا به یادگار نگه داشتهاند. اما در پاسخ به آن دسته که بدون این که کسی نظرشان را جویا شود به خودشون و با الفاظ و کلمات زشت اجازه اظهار نظر می دهند، مطمئن باشند با کوچک کردن دیگران منجمله آدمهایی که در عرصه فعالیت خودشان آدمهای بزرگی هستند، بزرگ نمی شوند. هنوز مانده تا متوجه بشید من از چه منظری به دنیای اطرافم نگاه می کنم و چگونه حضور خداوند را در هر انسان و موجود دیگهای متجلی می بینم و عاشقانه به همه چیز عشق می ورزم. جهل شما نمی تواند مانعی برای جهان بینی بنده کوچک باشد چرا که اظهار نظرهای شما هیچ چیزی جز زهر حسد و تنگ نظری نیست که پادزهرش برای من همانا صبر در برابر نازیباییهای فکر شماست و ادامه همان مرامی که تا به حال پیش آمدم.
خداوند بهشان فهم دهد!
قشنگ گفت: که بهترین دعا و بدترین نفرین من برای دیگران این است که خداوند بهشان فهم دهد. چون در این صورت خودشان می فهمند چه کردند و دیگر نیازی به تشویق و مجازات از طرف ما نیست.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست”.