فیلم سینمایی مطرب
خلاصه داستان فیلم سینمایی مطرب
داستان فیلم مطرب درمورد یک خواننده پیش از انقلاب (با بازی پرویز پرستویی) است که قبل از شناخته شدن، با وقوع انقلاب 1357 مانند دیگر خوانندهها از صحنه کنار میرود؛ اما چون به اندازه کافی از شهرت و اقبال برخوردار نبوده به خواننده مراسم تبدیل میشود. تا این که فرصتی پیش می آید در ترکیه کنسرتی ایجاد کند و … .
کارگردان: مصطفی کیایی
تهیه کننده: مصطفی کیایی
نویسنده: مصطفی کیایی
بازیگران: پرویز پرستویی، محسن کیایی، الناز شاکردوست، مهران احمدی، حسین امیدی و امین مقدم
تاریخ اکران: 15 آبان ماه سال 1398
مدت زمان: 107 دقیقه
موسسه توزیع کننده: فیلمیران
فروش گیشه: 3,302,918,000 تومان
نقد فیلم سینمایی مطرب
جدیدترین ساخته مصطفی کیایی تمام شاخصههای یک اثر مبتذل را در خود جای داده است. شاخصههایی که می تواند ضامن فروش اثر در سالنهای سینما و جلب رضایت عمومی شود. رضایتی که در سایه کم کاریهای فرهنگی در این کشور در سالهای اخیر شکل گرفته و حاصل این اشتباهات همگی در اثری به نام مطرب قابل رویت است. اثری در ژانر کمدی که قصد دارد به مسائلی بپردازد که هنوز در این کشور فضای مناسبی برای ساخت آن وجود ندارد؛ مگر آن که ابتذال را به اثر اضافه نمائیم تا کلیت ماجرا ماهیتی بی خاصیت بدست بیاورد و شرایط اکران کسب کند.
مقدمه مجهول مطرب!!
فیلم در همان ابتدا با مقدمهای مجهول، ماجرای خوانندهای را روایت می کند که نتوانسته پس از انقلاب بخواند. این که چه بر او گذشته و اصولا چه اتفاقاتی را تجربه کرده که در نهایت موجب آزادی او شده در اینجا اهمیتی ندارد؛ چرا که فیلم قرار نیست به مسائلی بپردازد که اکران اثر را با مشکل مواجه کند. از این جهت تمسخر و لودگی، موقعیتهای فیلم را می سازند تا اثر خیلی انتقادی به نظر نرسد. مطرب برای این که ژست منتقدانه به خود بگیرد، حضور راوی را هم در داستان تجربه کرده تا هر آنچه که نمی تواند به تصویر بکشد را از زبان شخصیت اصلی داستان به گوش مخاطب برساند. آن هم به بی خطرترین شکل ممکن و در حد یک اشاره ساده دم دستی.
فیلمنامه ویران و کارگردانی پر اشتباه!
با این حال، مطرب پس از این مقدمه، حتی خاصیت شبه انتقادی خود را هم از دست می دهد و تبدیل به یک اثر سرگردان کامل می گردد که در آن هر ویژگی اشتباهی یافت می شود. فیلمنامه ویران و کارگردانی پر اشتباه و موقعیتهایی که هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند، از مطرب اثری ساخته که به سختی می تواند لبخندی به لبان تماشاگر بنشاند و زمانی هم که می خواهد ژست سیاسی به خود بگیرد، کاملا ناامید کننده است. فیلم با ماجرای پدری که سالهاست آرزو دارد بر روی صحنه آواز بخواند آغاز می شود، اما زمانی که لوکیشن فیلم تغییر می کند و به ترکیه وارد می شویم، فیلمساز انواع و اقسام موضوعات بی ربط از عشق گرفته تا پناهندگی را به فیلم اضافه می کند که باعث آشفتگی روایت داستان می شود.

مطرب مبرا از شخصیت پردازی است
منطق روایی در فیلمنامه حتی با در نظر گرفتن وجه کمیک قصه، ناامید کننده ترین بخش فیلم را تشکیل می دهد. این که یک مرد، پرستار بچهِ یک خواننده زن مشهور ترکی باشد و رابطهای نزدیک با خواننده نیز داشته باشد، نیازمند بررسی و مقدمه چینی لازم است تا بتوان چرایی شکل گیری این رابطه را باور کرد اما فیلم به یکباره ما را به خانه خواننده زن می برد و در آنجا مردی را به ما نشان می دهد که رابطه صمیمانهای با خواننده زن دارد. این رابطه چه زمانی شکل گرفته؟ چگونه شکل گرفته؟ چه روندی طی شده تا ما این دو را در کنار هم باور کنیم؟ پاسخ فیلمساز به این پرسشها در بیانیه پایانی خواننده زن گنجانده شده که به سبک فیلمفارسیهای سالهای دور ایران بر زبان می آورد و به این ترتیب اثر را از شخصیت پردازی مبرا می کند.
قصه مطرب خارج از مرزهای ایران شکل گرفته است!
به رسم آثار کمدی سالهای گذشته سینمای ایران که فرمول بسیار کارآمدی هم دارد، مطرب نیز قصه خود را به خارج از مرزهای ایران برده است. فرمول جالبی که برای تهیه کنندگان در سالهای اخیر بسیار مفید بوده و برای رسیدن به آن تنها دو عامل تاثیر نهایی را بر جای می گذارند: یکی لوکیشن کشورهای خارجی و دیگری بازیگر زن خارجی که بتوانیم او را در قالب موقعیت کمیک عاشقانه به کار بگیریم. مطرب نیز به خوبی از این دو مورد استفاده کرده است؛ با این توضیح که منطق فیلم برای فارسی صحبت کردن بازیگر زن ترکی به حدی عجیب و غریب و پیش پا افتاده است که تماشاگر را به حیرت وا می دارد. بازیگری که در ادای دیالوگها مشکلات فراوانی دارد و حتی در یک سکانس دیالوگ خود را فراموش می کند اما صحنه به همان شکل ضبط شده و به نظر می رسد حساسیت چندانی بابت این موضوع وجود نداشته است.
مطرب پر از داستانهای فرعی است!!
نویسنده مطرب در عین حال می خواسته هر آنچه که در نظرش جذاب می آمده را در فیلم بگنجاند. قصههای فرعی در مطرب به حدی ناپخته هستند که وصلههایی ناجور محسوب شده و تنها زمان اثر را افزایش دادهاند. به عنوان مثال، می توان به مسئله مهاجرت دختر و حضور کارمند سفارت در کنسرت اشاره کرد که هیچ کارکردی ندارند. داستانهای فرعی که تنها برای دقایقی روایت می شوند و سپس تا انتهای فیلم به حال خود رها می شوند و نه سرانجامی برایشان در نظر گرفته می شود و نه ارتباطشان با مسیر اصلی داستان مشخص است. در مطرب می توانید ملغمهای از موضوعات اجتماعی نظیر مهاجرت، آقازادهها، ممنوعیت برگزاری کنسرت و… را ببینید بی آنکه بدانیم به چه هدفی در داستان وجود دارند!
مطرب در بخش کمدی نیز اثری ناکارآمد به شمار می رود!!
مطرب در بخش کمدی نیز اثری ناکارآمد به شمار می رود و نمی تواند موقعیت طنز هوشمندانهای خلق نماید که تیز و برنده باشد و در عین حال لبخندی را به لبان مخاطب بنشاند. موقعیتهای کمیک فیلم اغلب شامل شوخیهای جنسی است که ارتباط مستقیمی به خاموشی نور شب و کشیدن پردهها و سپس تلاش برای ازدیاد جمعیت دارد. با این حال، مسائل جنسی فیلم به این مورد خلاصه نمی شوند و در فیلم شخصیتهای عجیب و غریبی نظیر همکار خواننده زن وجود دارد که از بیخ و بن مشکل جنسی دارد و فیلم با رویکرد خود به سبک آثار فیلمفارسی به تسویه حساب با او می پردازد. کنایههای اجتماعی فیلم نیز به حدی ناکارآمد هستند که حضورشان در فیلمنامه عجیب به نظر می رسد.

بازیگران مطرب!
مجموعه بازیگران مطرب نیز یکی از بدترین بازیهای خود را در این فیلم تجربه کردهاند. پرویز پرستویی که به نظر می رسد پس از لس آنجلس، تهران تصمیم گرفته به حضور در کمدیهای سطح پائین ادامه دهد، در مطرب نیز یکی از بازیهای بد فیلم را رقم زده است. محسن کیایی نیز یکی از بازیهای بد فیلم را رقم زده و الناز شاکردوست نیز آنها را همراهی کرده است. عایشه گل جوشکن، خواننده مشهور زن ترکی نیز بدترین بازیگر فیلم است و سازندگان تلاش زیادی برای اینکه او بتواند فارسی صحبت کند به کار بردهاند اما نتیجه کار رضایت بخش نیست.
مطرب نمی تواند دستاوردی نصیب تماشاگر نماید!!
مطرب فرمولهای گیشه پسند سالهای اخیر سینما را به همراه دارد. آواز، شوخیهای جنسی ، لوکیشن خارجی و البته بازیگر زن خارجی که بتوان شوخیها را حول محور او و فرهنگش قرار داد، باعث می شوند تا مطرب گزینه جذابی برای سالنهای سینما باشد. اما زمانی که از سینما سخن می گوییم، مطرب نمی تواند دستاوردی نصیب تماشاگر نماید. اثر اگرچه درباره یک درد بزرگ است اما جسارت پرداخت آن را ندارد، پس به ابتذال روی می آورد تا تماشاگر به درد قدیمی بخندد. فیلم البته با یک پایان بندی فاجعه بار به آخر خط می رسد. پایان بندی که در آن همه چیز به عجیب و غریب ترین شکل ممکن به سرانجام می رسد تا همه خوشحال و راضی از سالنهای سینما خارج شوند.
منبع: مووی مگ