فیلم سینمایی مسخرهباز
خلاصه داستان فیلم سینمایی مسخرهباز
تو پرورشگاه صدام میکردند مسخرهباز! اما من مشت محکمی حواله صورت یکیشون کردم تا داستان رو شروع کنم.
مسخره باز داستان جوانی به نام دانش (با بازی صابر ابر) بوده که شیفته بازیگری بوده و در یک سلمانی به همراه شاپور (با بازی بابک حمیدیان) کار میکند و شبها بعد از اتمام کار به تمرین بازیگری میپردازد.
صاحبکار او کاظم خان (با بازی علی نصیریان) فردی معتقد به اصول اخلاقی است و سر ماجرایی با سرهنگ کیانی (با بازی رضا کیانیان) از قدیمالایام مشکل دارد. مانفرد (با بازی داریوش موفق) که دوست و کارچاقکن این سلمانی است شبی وارد سلمانی شده و بیان میکند که موهای بلند زنانه را به قیمت خوب میخرد …
کارگردان: همایون غنی زاده
تهیه کننده: علی مصفا
نویسنده: همایون غنی زاده
بازیگران: علی نصیریان، صابر ابر، هدیه تهرانی، رضا کیانیان، بابک حمیدیان، داریوش موفق، محسن حسینی، خسرو بامداد و ایرج ذبیحی
تاریخ اکران: 17 مهر ماه سال 1398
موسسه توزیع کننده: خانه فیلم
فروش گیشه: 1,644,992,000 میلیارد تومان
نقد فیلم سینمایی مسخرهباز
نقد اول: مسخره باز همایون غنی زاده؛ اصلی یا تقلیدی
منتقد: پرویز جاهد
مسخره باز همانند سمفونی نهم، فیلمی با مایههای فانتزی و سوررئال است که ظاهرا در زمان و مکان تاریخی نامشخصی اتفاق میافتد. ارجاعات سینمایی بسیاری در فیلم هست که بیانگر گرایشهای سینه فیلی سازنده آن است؛ از محیط سلمانی و شخصیت راوی (دانش) که فورا بیننده را یاد مردی که آنجا نبود برادران کوئن میاندازد تا نشانههایی از املی،کازابلانکا، پاپیون، لئون،کیل بیل، هشت نفرت انگیز، هزاردستان و غیره.
املی و دانش!!
املی، پیشخدمت خجالتی رستورانی بود که در تنهایی و با خود در چالش بود. در این فیلم نیز دانش (با بازی صابر ابر)، شاگرد سلمانی جوانی است که عشق شدیدی به بازیگری و سینما دارد و مدام با ذهنیات و تخیلات سینماییاش درگیر است. او شخصیتی درونگرا، کم حرف، زودرنج و احساساتی است که برای فرار از فضای کسالت آور و یکنواخت سلمانی به سینما و فانتزیهای خود پناه میبرد. او همانند املی، بچه یتیم و سرراهی است که گدایی او را بزرگ کرده و از کودکی تا امروز بهعنوان مسخره باز تحقیر شده است. کاظم خان (علی نصیریان)، صاحبکار بد اخلاق او در سلمانی به او میگوید که تو هرگز بازیگر خوبی نخواهی شد، چون تو زشتی.
زمان فیلم مسخره باز
از نوع لباس، دکور و اکسسوار صحنه تا روزنامهای که شاپور (بابک حمیدیان) میخواند میتوانیم حدس بزنیم که زمان فیلم، دوران اواسط قرن بیستم و قبل از کودتای ۲۸ مرداد است، اما فیلم در این محدوده زمانی نمیماند و وجود عناصری مثل تلویزیون و فیلمهایی که صابر ابر میبیند و مربوط به آن دوره نیستند، خصلت زمان پریشی به فیلم میدهد. فیلم با نوعی خودآگاهی پست مدرنیستی ساخته شده و روایت میشود. ارجاعات سینمایی بیشمار، شکستن زمان، پیش پا افتادگی و سادگی بیش از حد پلات، تکرار موتیفهای بصری و کلامی (از برخورد مرغان دریایی با ماهی پنکه سقفی تا ورود مکرر گداها به سلمانی و طلب کمک کردن، تا نوار موسیقی کازابلانکا که کاظم خان مصرانه دنبال آن است) و کارتونی بودن آدمها و رویدادها، از ویژگیهای پست مدرنیستی این فیلم است.

بازی علی نصیریان نیز مثل همیشه تحسین برانگیز است!
اگر برشهای تند، نماهای اکستریم کلوزآپ صورتهای بازیگران و زاویههای غیرمتعارف دوربین نبود، مسخره باز تبدیل به یک تله تئاتر کسالت آور میشد هرچند در همین شکل فعلیاش نیز فیلم تا ۲۰ دقیقه اول برای تماشاگران جذاب است و تازگی دارد و بعد از آن به تکرار ایدهها، شوخیها، تکیه کلامها و همه جذابیتهای بصری و کلامی که فیلمساز به کار برده میافتد. مهمترین امتیازهای فیلم، طراحی صحنه عالی و فیلمبرداری استادانه علی قاضی است. بازی علی نصیریان نیز مثل همیشه تحسین برانگیز است.
منبع: روزنامه ایران
نقد دوم: مسخرهباز در آینه مجازی؛ نبوغ یا جنون؟
منتقد: پولاد امین
مسخرهباز بازتابهای حیرتانگیزی در فضای مجازی داشته و در دو روزی که از نخستین نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر میگذرد، چنان آرای مثبتی از کاربران گرفته که میتواند قابل قیاس با مهم ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران باشد و البته آرایی چنان منفی که حتی در مورد بدترین فیلمها نیز در تصور نمیگنجد. این در حالی است که با اینکه اغلب تماشاگران در متفاوتبودن فیلم مسخرهباز اجماع دارند، اما در اینکه آیا این فیلم اثر درجهیکی از کار درآمده یا نه؛ شاهد نظرات متفاوتی بین منتقدان و کارشناسان بودیم.
نظرات مجازی درباره مسخرهباز!
نظرات مجازی درباره مسخرهباز را میتوان از توییتی آغاز کرد که این فیلم را متفاوتترین و خوشساختترین فیلم تاریخ سینمای ایران نامیده است. نظری اغراقشده که بیشک مخالفان بسیاری در دنیای واقعی خواهد داشت، اما بههر حال اینجا فضای مجازی است و طیف نظردهنده متفاوت. از این روست که کاربری دیگر هم با جمله ستایشآمیزی به استقبال مسخرهباز رفته: “مسخرهباز از اون فیلماست که تا یه ماه دیگه هر جا برم میخوام راجع بهش حرف بزنم. لطفا تحملم کنید”. و این یکی: “فیلم همایون غنیزاده رو تماشا کردم. مسخرهباز اثری جسورانه با فضایی وهمآلود، طراحی صحنهای استثنایی، بازیهایی غافلگیرانه و کارگردانی خلاقانه و جلوههای ویژه بدیع که آثار تیم برتون رو بهیاد میاره…” .
مسخرهباز البته همانقدر که به مذاق دوستدارانش خوش آمده، حرص مخالفان را هم درآورده و آنها فیلم را آشفته و بیمعنی و پوچ نامیدهاند.
خسرو نقیبی
خسرو نقیبی یکی از منتقدانی است که در فضای مجازی نیز فعالیت پررنگ دارد. او در میانههای فیلم نوشته: “از وقتی یادم مییاد دارم مسخرهباز میبینم و تازه ۳۵دقیقه گذشته. بله، دارم وسط فیلم توییت میکنم”. دیگرانی هم بودند که نظرات منفی داشته باشند: “سالن پرشده بود. مردم کف راهروهای سینما نشسته بودن برای دیدن مسخرهباز. برای دومینبار در زندگیم نتونستم تا پایان فیلم بشینم و از سالن خارج شدم. یک ضد فیلم تمامعیار، در سه کلمه سخیف، بیمحتوا و ضعیف”.
میلاد دخانچی و جملات پیچیدهاش!
میلاد دخانچی، استراتژیست تازهآمده هم مثل همیشه در جملاتی پیچیده و ثقیل که کمترین ارتباطی با فیلم ندارد، نوشته: “مسخرهباز، حیرتانگیز در فرم و تاسفبرانگیز در غنای محتوایی. کارگردان مالیدن به کمد را تقبیح میکند، اما خود به کمد [سینما] میمالد! و برای حل مشکل سیاست بدون آرمان، هنر کمدمال، اقتصاد بدون ثبات و جامعه مویی، سونامی تجویز میکند. فیلم مصداق سینمای اشعری [جبرگرا] است”. شما چیزی از این جملات فهمیدید؟
امید روحانی
امید روحانی هم نوشته است: “اگر غنیزاده در میسیسیپی نشسته میمیرد یک تئاتر سینمایی ارایه میدهد، الان یک سینمای تئاتری دارد. او همه فیلمهای شاخص را در یک تئاتر جعبهای اجرا میکند و با سینما، میزانسن و… شوخی میکند. این را نمیشود تجربه نامید و بیشتر یک بازیگوشی است”.
علی نصیریان شایسته دریافت جایزه سیمرغ است!
پایانبخش نظرات مجازی درباره مسخرهباز هم اشاره دارد به بزرگی از معدود بزرگان حال حاضر سینما: “خدا حفظش کنه استاد علی نصیریان رو، با این شرایط نابسامان جسمانی ناشی از کهولت سن، برید و ببینید چه بازی درخشانی داره تو فیلم مسخرهباز. جزو معدود پیشکسوتانی هستن که اگه سیمرغ بگیرن، از روی شایستگی و لیاقت سیمرغ میگیرن نه از روی رفاقت و حرمتگذاری به موی سفید”!
علی نصیریان و آن اتفاق غمگین
تمام گروهی که مسخرهباز را با هم به اینجا رساندند، از هفتهها قبل برای جشنواره فیلم فجر برنامه ریختند، اما فوت غمانگیز همسر علی نصیریان یک اتفاق غیرمنتظره برای آنها بود بهطوری که ممکن بود نشست را برگزار نکنند. همایون غنیزاده، کارگردان اثر در نشست خبری فیلم گفت که نمیخواستیم نشست را برگزار کنیم، اما چون از قبل برنامهریزی شده بود، تصمیم گرفتیم که برنامه را اجرا کنیم. او از تجربه خیلی خاص خود با علی نصیریان گفت: “حتی تصور اینکه علی نصیریان در این فیلم، با ما همکاری نمیکرد، هم برای من سخت بود و واقعا از فکرکردن به آن میترسم”. صابر ابر درباره تجربه بازی در کنار علی نصیریان هم به نکاتی اشاره کرد: “به نظر من ذهن جناب نصیریان آنقدر بهروز و مدرن است که گاهی ترسناک است. همراهشدنشان با این جنس فیلم باورنکردنی است. یک روزهایی ما با همایون و بابک و داریوش و… صحبت میکردیم و همایون با ترسی میگفت: این را چطور باید به آقای نصیریان بگوید و وقتی میگفت: آقای نصیریان اتفاقا او را راهنمایی هم میکرد. من تا بهحال در هیچ پروژهای یک بازیگر در این سنوسال را ندیدهام که اینقدر دقیق و درست بداند که با چه فیلمی همراه است”.
منبع: روزنامه شهروند
نقد سوم: پرواز خیال با بالهای سینما
منتقد: شادی حاجی مشهدی
اشکالی ندارد که یک کارگردان بلند پرواز و خلاق تئاتر بتواند در اولین تجربهی سینمایی خود، از یک ایدهی چند خطی و فانتزی یک فیلم بلند سینمایی با نوآوریهای دیداری و شنیداری خلق کند. تجربهای که گر چه از فیلمهای کازابلانکا، کیل بیل، پاپیون و هزاردستان و … شاهد میآورد، اما در ذات خود تجربهای هنرمندانه و رویا پردازانه است.

برگ برندهی مسخره باز!
کاری که غنی زاده در مسخره باز میکند، همان بُعد فراموش شدهای از جنون و فانتزی است که سالهاست جایش در سینمای ایران خالیست. قدرت تصویر برداری عجیب و دست نیافتنی علی قاضی به همراه جلوههای ویژهی کامپیوتری که به خوبی بر پیکره فیلم نقش بسته – و مثل اغلب فیلمهای سینمای ایران وصله ناجور نیست – برگ برندهی مسخره باز است.
فانتزی شوخ و لحن سورئال، مهمترین خصیصه این فیلم است که در کنار قابلیتهای دنیای سی جی، آن را در جایگاه یک اثر آرتیستیک و پیشرو، اما خالی از بن مایههای قانونمند داستان پردازانه قرار میدهد.
داستان مسخرهباز
مسخره باز با روایت شخصی یک شاگرد سلمانی یتیم از زندگیش شروع میشود، عشق به یک سوپر استار زن و سودای بازیگر شدن، دو بال نیرومند خیال پردازیهای این شخصیت است. او از زندگی و حضورش در کنار دو شخصیت دیگر، یعنی پیرمرد چُرتی و هجران کشیدهی صاحب سلمانی و همکار پرحرف و سیاسی کار کله شقش تعریف میکند.
فیلم هزاردستان!
یک تدوین پر بُرش به همراه موسیقی پر افت و خیز، که در همراهی با تکرار چند بارهی عناصر روایی – دیداری، جهان روزمرهی این سه مرد را مدام برای مخاطب توصیف میکند، ساختار اصلی این فیلم تک لوکیشن را تشکیل میدهد. اما همه چیز در این تکرار و توصیف خلاصه نمیشود و بازی ذهنی و خلاقیتهای دیوانه وار و بی قاعدهی فیلمساز پا را از دنیای محدود این اتاقک کوچک فراتر میگذارد. غنی زاده آشکارا از موتیفهای آشنای نمایش می سی سی پی نشسته میمیرد نیز استفاده میکند و در گیر و دار خلق صحنههای اکشن پایان این فیلم – که اتفاقا کمی کشدار و طولانی هم شده – شیطنت و جسارت استفاده از خاطرهی ابوالفتح خان صحاف از فیلم هزاردستان را نیز به شیوهای بسیار هوشمندانه دارد.
لوکیشن اصلی فیلمبرداری مسخره باز
تصویر برداری در یک اتاق کوچک – به عنوان تنها لوکیشن اصلی فیلم – که بی مکانی و بی زمانی وقوع رخدادها را القا میکند، با طراحی صحنه بی نظیری، که همه ملزومات به کارگیری عناصر روایی و نمایشی را در حدی موجز و کارآمد در خود جای داده است، تجربهای ارزشمند و کمتر دیده شدهای است که به نظر میرسد از دنیای تئاتر به ذهن فیلمساز رسیده باشد. کارکرد ویژهی هر شی در صحنه اهمیت دارد. از جفت کمدهای چوبی کنار اتاق، که در حکم جهان رویایی شاگرد سلمانی است گرفته، تا ماهی فلزی پنکه سقفی که دفع همه بدشگونیهای جهان این سلمانی (نه آرایشگاه)، را به وجود خود وابسته میکند، همه و همه از کارکرد تماتیک و در عین حال سورئالی حکایت میکند، که ذهن مخاطب را به فرای واقعیتی که در برابر چشمانش قرار گرفته، دلالت میدهد.
مسخرهباز در نهایت فیلم خوبی است!
اگر از کاستیهای مسخره باز به عنوان یک تجربه متفاوت، عامدانه چشم پوشی کنیم، باید بگوییم که جذابیتهای انیمیشن گونه در طراحی کاراکترهای اصلی فیلم، نیز از نکات برجستهی دیگری است که کمتر در سینمای ایران به آن اهمیت داده میشود و از این رو نگاه نوینی که غنی زاده را در پیوند بین سینما و تئاتر بیش از پیش موفق ساخته، بر ما آشکار میشود.
منبع: سینماسینما