فیلم سینمایی متری شیش و نیم
داستان فیلم: چند تن از مامورانِ پلیس مبارزه با موارد مخدر به رهبری صمد (پیمان معای) به دنبال فروشنده بزرگ شیشه در تهران به نام ناصر خاکزاد (نوید محمد زاده) هستند. “متری شیش و نیم” روزگار سخت مردمانِ شهری است که اعتیاد و مواد مخدر گریبان آنها را رها نمی کند.
کارگردان: سعید روستایی
نویسنده: پیمان معادی
بازیگران: پیمان معادی، نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار و فرهاد اصلانی
شرکت تولید کننده: بشرا فیلم
شرکت توزیع کننده: خانه فیلم
مدت پخش: 130 دقیقه
تاریخ اکران: 12 بهمن (سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر) و 25 اسفند 1397
فروش گیشه: بیش از 27 میلیارد تومان
جوایز متری شیش و نیم
سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر:
نامزد جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلم برداری، بهترین موسیقی متن، بهترین صداگذاری و بهترین طراحی صحنه.
برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین تدوین، بهترین صدابرداری و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران.
نوزدهمین دوره جشنواره حافظ:
نامزد جایزه تندیس حافظ بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین تدوین و بهترین دستاورد فنی و هنری.
برنده جایزه تندیس حافظ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمبرداری.
هفتاد و ششمین دوره جشنواره فیلم ونیز:
نامزد جایزه شیر نقرهای بهترین فیلم “در بخش افقهای این فستیوال” (در جریان است)
بیست و یکمین دوره جشن خانه سینما:
نامزد تندیس شایستگی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین تدوین، بهترین طراحی لباس، بهترین صدابرداری و بهترین موسیقی متن (در جریان است).
فیلم سینمایی متری شیش و نیم
سامیار حیدری
فیلم «متری شش و نیم»؛ میخکوب کننده و جذاب
آن چیزی که در قراردادی نانوشته در سینمای ایران نامش را سینمای اجتماعی گذاشتهاند، در یک سوم ابتدایی “متری و شیش و نیم” به اوج میرسد، منظور از سینمای اجتماعی سینمایی است که به دنبال گروگانگیری از احساسات و عواطف مخاطب نیست.
برای این که بحث روشنتر شود، نمونههایی مثل “ملبورن” و یا “شکاف” را به یادتان میآورم، مواردی که با کودک کُشی به دنبال زجر مخاطب هستند. “متری ش ش و نیم” در آن بازهی سی دقیقه ابتدایی، دوربین جسور و خط داستانی افشاگرانهای دارد که گاه حتی به سینمای مستند نزدیک میشود. کنترل آن مقدار از میزانسنهای دشوار کار شاقی است که سعید روستایی آن را در اوج انجام میدهد.
سینمای اجتماعی
اگر قائل باشیم چیزی به نام سینمای اجتماعی هست، این یک سوم ابتدایی فیلم “متری شیش و نیم” نهایت و آمال آن است. دوربین به سطح شهر میرود و ته پلیدیها را بدون هیچ تعارفی در میآورد. این بُریدهاز اثر سعید روستایی حتی خیلی بالاتر از “ابد و یک روز” قرار میگیرد، نظیر چنین سینمایی را شاید فقط در ساختهی درخشان مهرجویی (دایره مینا) داشتیم، آن جا، اما فیلم تماما متمرکز و منسجم بر خط روایی مستند نَمایش میماند.
روستایی، اما به خط روایی ناتورالیستی اولیه اش وفادار نمیماند و در یک سوم میانی مفتون جذابیت تقابل قهرمان و ضد قهرمان داستانش میشود، البته که نوع پرداخت تقابل نوید محمدزاده و پیمان معادی انصافا خیلی هم خوب و یا حداقل جذاب درآمده و به جرات میتوان با نمونههای موفق خارجی مثل (مخمصه – آل پاچینو، دنیرو) مقایسهاش کرد.
تقابل دزد و پلیس
کهن روایت دزد و پلیس (در این جا قاچاقچی شیشه و پلیس آگاهی) در “متری شیش و نیم” یک تقابل درجه یک دارد که در سینمای ایران کمتر با این کیفیت دیدهایم، فیلم در یک سوم میانی آن جسارت ابتدایی را از دست میدهد و با دیالوگ و کمی سکون از لحاظ حرکت در داستان همراه میشود، البته که جذاب هست، اما کم تحرک است. تحرک را البته اگر اگزجره و دیالوگهای پینگ پنگی در نظر بگیریم، خب یک سوم میانی هم حرکت دارد.
اما سوالی که این جا پیش میآید این است که اگر فیلم قرار بوده که محور اصلی داستان تقابل این دو کاراکتر باشد، چرا کارگردان نیم ساعت ابتدایی را از دست داده و اصلا فیلمنامه میتوانست از دقیقه ده به بعد با پرداخت این دو شخصیت در میانه فیلم به اوج رسیده باشد و بعد هم با ساختار “سید فیلدی” فیلم در پایان با فرود همراه شود، این جَست روستایی بین دو گونه روایی، ابتدا مستند و افشاگرانه و بعد دراماتیک و شخصیت محور لحن “متری شیش و نیم” را دوپاره کرده.
این دو پارگی مشهود است و اگر خیلی برای تماشاچی عادی جلب توجه نمیکند، بیشتر از این جهت است که ضرب آهنگ فیلم مناسب است و به قولی تماشاچی کاملا سرگرم میشود پس متوجه دو لحن متفاوت فیلم نمیشود. این را هم در نظر داشته باشید که به هر حال با هر متر و معیاری “متری شیش و نیم” خوش ساخت و جذاب است، پس اگر نقدی به روند فیلم میشود در سطحی ایده آل گرایانهتر از بی شمار اجتماعیهای مبتذل این سالهای سینمای ایران است.
نتیجه داستان
یک سوم پایانی”متری و شیش نیم” به دو بخش تقسیم میشود، نتیجه گیری داستان تا رسیدن به سکانس وداع نوید محمدزاده با خانواده اش و نیمه دوم این بخش که در واقع اضافاتی است که همهی کلیت فیلم را میتواند مخدوش کند. پایان بندی فیلم هم شعار زده است و هم در عین حال مخاطبش را کم هوش فرض میکند.
این تحمیق مخاطب خصوصا در آن جایی اتفاق میافتد که پیمان معادی به عنوان چشم ناظر و از موضع بالا نظاره گر صحنه اعدام است، انگار قرار بوده تمام آن خط روایی جسور که درباره نهادهای رسمی پرداخت تازهای دارد، در پایان فیلم با یک دگردیسی ماجرا را ختم به خیر کند. البته درک محدودیتها کار سختی نیست، اما خب کاش فیلم در همان سکانس وداع تمام میشد.
با همهی اینها “متری شیش و نیم” حتی از “ابد و یک روز” هم تازهتر و جسورتر است و حالا فعلا باید سند این اصطلاح سینمای اجتماعی را به نام سعید روستایی بزنیم، جوانی که موفق شد تحت تاثیر فرهادی نباشد و حرف خودش را بزند، این یعنی اصالت احتمالا.
منبع: برترینها

عباس نصراللهی
پس از تماشای فیلم جدید سعید روستایی همچنان به چند صحنه درخشان و کارگردانی هوشمندانه و سطحبالای فیلم فکر میکنم و با مرور کلیت اثر تنها و تنها به این میرسم که “متری شیش و نیم” قربانیشدهترین فیلم سال است، آن هم نه به دلایل بیرونی بلکه قربانیشده توسط خود نویسنده و کارگردان که فیلم را در مسیری اشتباه قرار داده و در نهایت آن را به زمین کوبانده است.
نگاه سعید روستایی
سکانس آغازین فیلم آنچنان بیننده را به درون آن میکشاند که مجالی برای فکر کردن به او ندهد و چه چیزی بهتر از اینکه یک فیلم شروعی اینچنین جذاب داشته باشد، شروعی که با ریتم و تمپوی سریع اتفاق میافتد و همین ریتم را تا یک ساعت اول به خوبی حفظ میکند تا در میان همین یک ساعت درخشان، چند سکانس درخشانتر بگنجاند و خود را یک سر و گردن از سایر فیلمهای همنوع بالاتر ببیند. نگاه سعید روستایی به مساله اعتیاد، اینبار با درهمآمیزی یک درام اجتماعی و یک فیلم پلیسی شکل گرفته است، اما نه از آن دست فیلمهای پلیسی رایجی که در سینما ما دیده شده، از آنهایی که میتوان در بهترین سینماهای جهان پیدایشان کرد و به تماشا نشست. مهم ترین خصیصهای که فیلم را تبدیل به اثری سطحبالا در یک ساعت نخست میکند، وجود دوربینی به شدت دقیق و منحصر به فرد در نمایش به اندازه و درست ویژگیهای هر صحنه و انتخاب دکوپاژهای درست برای هرکدام از صحنههاست و این دو فاکتور مهم در حال نمایش تقابل دو شخصیت از جنس خیر و شر هستند که در نیمه نخست فیلم به بهترین شکل ممکن جاندار شده و خصیصه مهم سوم را برای قابلقبول شدن اثر شکلدادهاند. بازی درجه یک پیمان معادی در نقش صمد که بیننده را با پلیسی مواجه کرده که تا کنون در سینمای ما دیده نشده، پلیسی سختگیر و جدی که دارای ضعفهای بسیاری است و همواره یکگام جلوتر از شخصیت بد قصه در حال حرکت است و میتواند به او از موضع قدرت نگاه کند، البته نه به خلافکاری خرد، بلکه به بزرگ ترین آنها که غرق در پول و قدرت است.
شکلگیری شخصیت صمد به عنوان یک پلیس خاکستری که میتواند بد باشد، جذابیتهای فیلم را بیشتر خواهد کرد، زیرا او به عنوان شخصیت محوری اثر، آنچیزی نیست که بیننده به دیدنش عادت کرده، او مشکل خانوادگی حادی دارد و پرونده مفتوحی در دادگاه به عنوان پلیس، در عین حال به دنبال ترفیع نیز میگردد و شاید برای رسیدن به آن دست به هرکاری بزند. در مقابل او شخصیت ناصر با اجرای دیدنی نوید محمدزاده وجود دارد که با تمام بدیهایش و حس نفرتی که در بیننده نسبت به خود ایجاد میکند، ویژگیهای خوبی هم در ذات خود دارد و به وجود آنها افتخار میکند. تقابل این دو شخصیت که در نام شخصیتهای پروتاگونیست و آنتاگونیست فیلم هستند و در واقع به خوبی خاکستری و مملو از ضد و نقیض، کشمکش اصلی فیلم را ایجاد کرده است.
پردازش شخصیتها
در نیمه نخست فیلم چند کار اساسی برای پردازش این دو شخصیت انجام میشود. نخست پردازش شخصیت صمد در همان سکانس ابتدایی فیلم و پیوندی که او با بیننده به عنوان پلیسی وظیفهشناس برقرار میکند و در پی آن عدم حضور فیزیکی ناصر به عنوان شخصیت منفی و اما حضور غیرفیزیکی و کلامی او در فیلم که بیننده را مشتاق به دیدن این شخصیت خواهد کرد. پس پیش از اینکه اولین مواجهه فیزیکی به ناصر برای بیننده رخ دهد، شخصیت او تا حدودی شکل گرفته است. دوم اولین تقابل صمد و ناصر است، جایی که پلیس در طی یک عملیات وارد خانه ناصر میشود و او را در آپارتمانی مجلل و در حالی که نیمه جان است و از پشت او اولین تصویرش به بیننده داده میشود، دستگیر میکند. سوم یکی از درخشانترین سکانسهای فیلم است، جایی که ناصر با دستبند به میلههای اداره پلیس بسته شده و صمد درخواست میکند که او بماند تا تنها با هم صحبت کنند. ناصر به دلیل موقعیت فیزیکی مجبور به خم شدن است و صمد از موضع بالا به او مینگرد و جای دقیق دوربین در این سکانس بیشترین میزان همراهی را برای بیننده ایجاد خواهد کرد، ناصر به صمد پیشنهاد رشوه میدهد و پاسخ صمد به این پیشنهاد در جذابترین شکل ممکن داده میشود، او به شکلی پاسخ میدهد که بیننده ابتدا خیال کند که او در حال بازی با ناصر است، اما پس از مدتی کوتاه خیالش عوض شود و باور کند که صمد میتواند این رشوه را قبول کند، شاید در همان لحظه نه، اما بعدا احتمال رخ دادن این اتفاق برود. چهارم یکی دیگر از سکانسهای درخشان فیلم است، جایی که صمد، ناصر و همکار صمد در ون پلیس نشسته و در حال انتقال ناصر هستند، میزانسنی دقیق که صمد را کاملا آزاد و قدرتمند نشان میدهد و ناصر را در ضعیفترین حالت ممکن، و صمد که متوجه ضعف ناصر شده او را متهم به بچهکشی میکند و درخشانترین لحظه بازی نوید محمدزاده در همین سکانس و جایی است که اعتراف میکند هرکاری در زندگیش انجام داده به جز این که بچهای را بکشد. پنجم سکانس متقابل انتقال ناصر در دادگاه است، جایی که در اتاقی نهچندان بزرگ صمد و ناصر در سر و ته یک نیمکت و در دوطرف متهمین نشستهاند، دوربین که از لانگشات شروع میکند و کمکم با بالاگرفتن دعوای صمد و ناصر به تکشاتهای هرکدام از آنها میرسد، به خوبی میتواند دوئل این دو را که حالا به اوج رسیده نشان دهد. ناصر که متوجه دو موضوع نسبت به صمد میشود به خوبی از موقعیت استفاده کرده و او را متهم به دزدی میکند، نخست اینکه صمد همچنان پروندهای مفتوح در دادگاه دارد و دوم اینکه رسیدن فیلمهای بازداشتگاه به دادگاه دو تا سه روز طول میکشد.
بهترین فیلم تاریخ سینما
این چند عمل که به خوبی در نیمه نخست فیلم پیاده و اجرا شدهاند، “متری شیش و نیم” را در همان یک ساعت تبدیل به اثری کردهاند که میتوانست یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ما باشد اما حیف از بزرگخواهی بی دلیل روستایی و عدم حفظ انسجام اثر به عنوان یک فیلم پلیسی تمامعیار که به شکلی صحیح و البته منحصربهفرد در حال نمایش بخشی از مصائب جامعه است، جامعهای که در اینجا محدود به پلیس و خلافکاران ریز و درشت شده است. دو دلیل را میتوان برای نیمه دوم فیلم که دچار افتی شدید میشود قائل شد. نخست اینکه در نیمه دوم فیلم سعید روستایی نمیتواند به اندازه حرف بزند و تلاش میکند تا آرمانهایی را در فیلم جای دهد که با کلیت اثرش فاصلهای دور و دراز دارد، به عنوان مثال سکانس دستگیری معتادان با آن میزانسن شلوغ و پردردسر و یا سکانس دستگیری شریک ناصر که فیلم را از آن جذابیت تقابل خیر و شر دور میکند. و یا سکانس ملاقات خانواده با ناصر که کاملا به بیراهه میرود و برخورد قاطع پلیس با یک خلافکار بزرگ جای خود را به ژیمناستیکبازی برادرزاده ناصر میدهد و بازی بد بازیگران در آن صحنه اختلافی فاحش در تمامیت اجراهای بازیگران ایجاد میکند. دوم عجله روستایی برای ورود شخصیت بد فیلم و دستگیری زودهنگام او که تا لحظه اولین حضور فیزیکیاش کاملا خوب در ذهن بیننده شکل گرفته و حتی جذاب هم به نظر میرسیده، باعث میشود که ایدههای او برای دوئل این دو شخصیت به انتها برسد و فیلم به ورطهی درامهای اجتماعی مرسوم در سینمای ما برود و دچار رفت و برگشتهایی شود که چندان قصه را به جلو نمیبرند و بیشتر ایدهآلگرایانه به نظر میرسند.
واقعا فیلم جذابی است!
در واقع داستان “متری شیش و نیم” جذاب است، زیرا همواره مساله اعتیاد و پرداختن به آن جذاب بوده، و حالا نگاه منحصر به فرد روستایی به این مساله و ساختن پلیسی با تناقضهای بسیار و بدمنی که در عین برانگیختن اوج نفرت میخواهد کار خوب انجام دهد، کشش این موضوع را بیشتر هم کرده است و جذابیت شخصیتهای اصلی فیلم به خوبی در چند سکانس شکل گرفتهاند، اما پیرنگ فیلم از نیمه دوم دچار مشکل میشود. بیننده میتواند با پیشینه و کلیت داستان کنار بیاید، اما پیرنگی که به عنوان بخشی از زندگی شخصیتها میبیند، دچار چندپارگی میشود و پرداخت بیش از حد به زندگی شخصی بدمن فیلم برای ایجاد حس ترحم در بیننده و دور شدن از آن فضای ابتدایی فیلم و پرداخت به قراردادهای مرسوم در درامهای اجتماعی ایرانی، فیلم را قربانی میکند و در نهایت “متری شیش و نیم” که میتوانست یک اثر اجتماعی/پلیسی درخشان باشد را به یک فیلم متوسطالحال تبدیل میکند.
منبع: نقد فارسی