فیلم سینمایی شبی که ماه کامل شد
داستان فیلم: داستانِ درمورد دختر جوانی است که در جنوب شهر تهران زندگی می کند. این دختر جوان، درگیرِ عشق یک جوانِ شهرستانی می شود، به دنبال این عشق، این دختر جوان، قصد خروج از ایرن را دارد. در این راه، برادر دختر نیز با او همراه می شود که اتفاقاتی برای آنها در این مسیر رخ می دهد و … .
کارگردان: نرگس آبیار
تهیه کننده: محمد حسین قاسمی
نویسنده: نرگس آبیار و مرتضی اصفهانی
بازیگران: الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، فرشته صدر عرفایی، پدرام شریفی، شبنم مقدمی و … .
مدت زمان: 140 دقیقه
تاریخ اکران: بهمن ماه 1397 (جشنوارهی فجر)، 15 خرداد 1398 (اکران عمومی)
فروش گیشه: بیش از 14 میلیارد تومان
جوایز شبی که ماه کامل شد
سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر
برندهی جوایز سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین طراحی صحنه و بهترین چهره پردازی در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر.
نامزدِ سیمرغ بلورینِ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلمنامه، بهترین موسیقی متن، بهترین صداگذاری، بهترین طراحی لباس و بهترین جلوههای ویژهی میدانی در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر.
فیلم سینمایی شبی که ماه کامل شد، از نگاهِ تماشاگران، رتبهی |چهارم| را از آن خود کرده است.
بیست و یکمین دوره جشن سینما ایران
نامزد بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین طراحی صحنه، بهترین طراح لباس، بهترین صداگذاری، بهترین چهره پردازی، بهترین جلوههای بصری و بهترین جلوههای ویژه میدانی (در حال جریان است).

نقد و بررسی شبی که ماه کامل شد
زاویه دید زنانه برای بیان خشونتی مردانه:
پرویز جاهد
شبی که ماه کامل شد باعث میشود که نرگس آبیار، موقعیت ویژهای در میان سینماگران زن ایرانی پیدا کند چرا که او به سراغ موضوعی رفته که کمتر فیلمساز زنی در ایران برای بیان آن رغبت نشان میدهد: تروریسم.
او ماجرایی واقعی در مورد گروه تروریستی و تکفیری جندالله در جنوب غربی ایران را دستمایه فیلم پرهیجان و نفس گیر خود ساخته است. گروهی که بر اساس ایدئولوژی جهادی وهابی و ضد شیعی و نیز با انگیزههایی برخاسته از نفرت قومی، دست به عملیات تروریستی و کشتار بیرحمانه در منطقه سیستان و بلوچستان زده و آنجا را به آشوب کشیده است. آبیار با هوشیاری و با رویکردی زنانه، این موضوع نظامی و امنیتی را که میتوانست به فیلمی تبلیغاتی و مسأله ساز تبدیل شود به فیلمی انسانی و جذاب در مورد زنی که گرفتار این گروه خشن و تروریست میشود، تبدیل کرده است. او به جای روایت زندگی عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله، به سراغ فائزه، عروس خانواده عبدالمالک ریگی رفته و از دید او ماجرای خشونتهای برادران ریگی و ایدئولوژی خطرناک و مرگبار آنان را روایت کرده است. با این حال، او در شخصیتپردازی اعضای خانواده ریگی بویژه شخصیت عبدالحمید ریگی، شوهر فائزه و مادر آنان، بسیار محتاطانه و انسانی رفتار کرده است. آبیار، به جای تیپسازی و ساختن شخصیتی کلیشهای از شوهر فائزه و هیولا نشان دادن او، تصویری انسانی از او ترسیم کرده و سیر تحولی او از یک جوان عاشق و شاعرمسلک که تحمل دیدن منظره کشتن یک بزغاله را هم ندارد به تروریستی بیرحم را بخوبی نشان میدهد. استفاده از زاویه دید فائزه (اول شخص) تا حد زیادی دست آبیار را در روایت ماجرای ریگی بسته و او ناچار شده که در سکانسهای مربوط به عملیات نبرد تروریستها با ارتش ایران و نیز دستگیری و اعدام شهاب، برادر فائزه، این زاویه دید را رها کرده و زاویه دید دانای کل اختیار کند. به علاوه استفاده از دوربین روی دست سامان لطفیان و سوئیچ پنهای سریع او اگرچه خصلتی مستندگونه به فیلم آبیار داده، اما در برخی لحظهها بسیار آزاردهنده شده است. در یکی از سکانسها، فائزه به بهانه خرید گوشت و در واقع تلفن زدن به مادرش وارد کشتارگاهی در کویته میشود و دوربین از دید او، صحنههای سلاخی گوسفندان و فرود آمدن ضربههای ساطور بر لاشههای گوشت را نشان میدهد که تجسم بصری و نمادین خشونت و شقاوتی است که بوسیله مردان خانوادۀ ریگی صورت میگیرد. موسیقی مسعود سخاوت دوست نیز با بهرهگیری از تمها و ملودیهای منطقه جنوب غربی ایران، بخوبی با فضای فیلم همخوانی دارد. بازی هوتن شکیبا در نقش عبدالحمید ریگی و فرشته صدر عرفایی در نقش مادرش تحسین برانگیز است و قطعاً شایسته نامزدی دریافت سیمرغ. الناز شاکر دوست نیز در نقش فائزه، در مجموع خوب ظاهر شده، اما بازیاش در برخی صحنهها بویژه صحنه دعوای او با مادر ریگی و صحنه جیغ و داد او در سکانس نهایی در مقابل شوهرش بعد از پی بردن به جنایتهای او اغراقآمیز است.
«شبی که ماه کامل شد»، نه تنها نشان دهنده قابلیتهای کارگردانی نرگس آبیار و توانایی او در خلق یک فیلم عظیم (بیگ پروداکشن) نظامی-جنگی است بلکه بیانگر تواناییهای فنی و صنعتی سینمای ایران در بازسازی رویدادهای تاریخی پرهزینه و عظیم است.
منبع: روزنامه ایران
مطلوب و اثرگذار و شیرین:
فریبا اشوئی
نرگس آبیار در این فیلم نیز مانند چند فیلم گذشته اش راوی قصهای از زنان این سرزمین است. فیلم، با ریتمی آرام وجذاب از نظربازیهای عاشقانه استارت میخورد. (پرده اول) پس از آن مخاطب درمیانه داستان زندگی این زوج با جغرافیا وآداب ورسوم ملت بلوچ آشنا میشود. همین جا عبور از داستانهای تکراری وآپارتمان نشینی ورنگارنگی زندگی شهرنشینی برای فیلم آبیار یک امتیاز محسوب میشود. تلاشی که بین فیلم سازان سینمای اجتماعی بدلایل متعدد ازجمله استقبال از پروژههای لوباجت وپرهیز از شناخت فرهنگ اقوام مختلف ونادیده انگاری قوم شناسی وپژوهش در نگارش فیلمنامه چندان مرسوم نبوده واین قاب ونگاه از سازنده شبی که ماه کامل شد، اثرش را از نمونههای مرسوم یک سر وگردن بالاتر کشیده است. پرده دوم روایت نگاهی به شرح زندگی وروابط این زوج با خانوادهها ومحیط پیرامونشان دارد.
سکانسهایی مطلوب، اثر گذار وشیرین از روابط خانوادگی که درلابه لای آن مخاطب فیلم بویژه مخاطب نسل جوان که درگیر فضای مجازی است وامروز از عمدهترین اقشارجامعه به لحاظ بیگانگی با فرهنگ عامه وشناخت آیینها وسنتهای رایج در کشور به حساب میآید، با این روابط وفرهنگ وآیین ها، آشنایی عینی و ملموس تری مییابد. اما پرده سوم روایت، ازاثر گذارترین پردههای فیلم است که به رغم طولانی بودن آن، مملو ازاوج وفرودهای ارزشمندی است که درام درآن سروشکل اساسی به خود میگیرد.
عبدلمالک ریگی و نهضت کور وانحرافی جندالله که به بهانه حمایت از حق وحقوق بلوچهای مقیم ایران که پیش ازاین فروان دراخبار و media درباره اش خوانده وشنیده ایم، پی رنگ فرعی روایت فیلم آبیار است که رفته رفته بر پی رنگ اصلی آن که رابطه عاشقانه یک زوج بوده قالب میگردد. چارچوب فکری، تشکیلاتی وعملیاتی این نهضت کور دررویارویی با زندگی فائزه و متلاشی شدن پایههای عشق، زندگی وباورهای او برمخاطب عیان میگردد.
تقابلی موثر وحرفهای که با تبحر درام وتسلط بر زبان فیلم به شیوایی و ظرافت ساخته وپرداخته میگردد. اگرچه فیلم از آلودگی به صحنههای خشونت بار وترسیم هیاهوی جنگ وکارزار پرهیز میکند، اما همین زاویه نگاه ناظر وتلنگرهای کوتاه از شکل مواجه این گروهک انحرافی که در تفکرات عبدالمجید (معروف به عبد المالک ریگی) برمخاطب عیان میگردد برای نگاه پرسشگر او کافی است. پرده سوم پر است از اوجهای دراماتیک وتاثیر گذار که قدم به قدم روایت را برای رسیدن به پایان تراژیک پیش میبرد.
نرگس آبیار با فیلم شبی که ماه کامل شد ثابت میکند که زبان فیلم را میشناسد وبر ابزار این هنر ارزشمند مسلط است. این را با مرور آثار وپُختگی وحرفهای شدن نگاهش میتوان بوضوح دریافت. الناز شاکردوست وهوتن شکیبا یکی از موفقترین نقشهای خود در عالم بازیگری را رقم زده اند که تاهمیشه در ارزیابی کارنامه حرفهای شان قابل ارجاع واستناد خواهد بود. قاب بندی وفیلمبرداری سامان لطفیان بر ارزشهای کارافزوده واین همه در کنار دکوپاژ (کارگردان) وتوالی موثر روایت به تجربه حمید نجفی (تدوین)، فیلم را به عنوان اثری دیدنی، جذاب وقابل تامل در جشنواره سی وهفتم فیلم فجر بدل ساخته است. گفتگوی بیشتر در مورد فیلم شبی که ماه کامل شد را باید به مجالی دیگر وهمزمان با اکران آن سپرد. با تاکید دوباره بر شایستگیهای فیلم ودست مریزاد به خالق آن (نرگس آبیار) برای دستیابی به ریتم مناسبتر وحفظ مخاطب تا پایان فیلم، توصیه به تدوین دوباره وکوتاه شدن آن، توصیه نابجایی تلقی نخواهد شد.
منبع: سینماسینما
یک عاشقانه ناآرام
کیوان کثیریان
فیلم تازه نرگس آبیار-شبی که ماه کامل شد- یک عاشقانه است در دل خشونت افراطی. یک داستان پرتنش از یک ماجرای ملتهب معاصر. آبیار قصهاش را روان روایت میکند و توانسته به لحنی متناسب با ماهیت قصه دست یابد. فیلم پر از جزئیات مفید است، غافلگیریها و تعلیقهای حساب شده دارد، اطلاعات را سرصبر و به موقع منتقل میکند و با وجود زمان طولانی، ریتم مناسبی دارد و خستهکننده نیست.
پرداختن به ماجرای واقعی عبدالمالک ریگی و نزدیک شدن به فضای حاکم بر گروه تکفیریها جسورانه است، طرفه آنکه فیلم تا حد زیادی از خطر گرفتار شدن به دام شعارزدگی و یکسونگری جان سالم به در برده است.
شاید ورودی داستان اولیه و حکایت شکل گیری رابطه زن و مرد اصلی نیاز به پرداخت جزئینگرانهتری داشت تا شکل رابطه این دو که در ادامه داستان، بسیار به کار میآید، از سطح فاصله بگیرد و باورپذیرتر باشد.
صحنههای درگیری و نبرد مسلحانه فیلم گرچه خوب و پرکشش از آب درآمده، ولی میتوانست با جزئیات افزونتر و مکث بیشتر روی وجه اکشن ماجرا به نمایش درآید، چراکه درک خشونت بیمنطق و افراطی تکفیریها و قدرت بالای نظامی این گروه، پرداخت دقیقتری میطلبد.
شخصیت پردازی و تغییر تدریجی کاراکترها در گذر قصه، در غالب موارد، به درستی طراحی شده و باورکردنی از آب درآمده. ورود قصه به موقعیت بحرانی هم نرم و تدریجی اتفاق افتاده است.
بازی فرشته صدرعرفایی و هوتن شکیبا ستودنی است و آبیار هم نشان داد در کارگردانی، به مرز پختگی رسیده و فرصت خوبی برای نمایش تواناییهایش یافته است. این بهترین فیلم اوست و میشود امیدوار بود کارگردانی مسلط و قابل اتکا به سینمای ایران اضافه شدهاست.
منبع: سینماسینما
تراژدی درخشان سینمایی
امیر افشار فتوحی
آبیار با قصه ای محکم و جلوه های ویژه حساب شده، ریتم خوب، بازی های قابل تحسین و فاکتورهای دیگر از «شبی که ماه کامل شد» یک اثر سینمایی استاندارد تحویل مخاطب می دهد. فیلمی که نه تنها در مخاطب بلکه شوک بزرگی به سینمای ایران وارد کرد و در طول ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه تایمش، کسی فکر بلند شدن از روی صندلی سینما را نمی کند؛ کاری که پیش از این کارگردانان به نام از ارائه آن ناتوان بودند.
فیلمی که دستمایه آن داستانی واقعی است و این موضوع بیشتر چشم ها را خیره پرده نقره ای می کند. روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران که درگیر عشق جوانی از خطه بلوچستان میشود و در ادامه قصه، به مرور آرامش عشقی که از ابتدا مخاطب را نیز همراه خود کرده از بین می رود و در سفر اجباری دختر و مهاجرتش از ایران به پاکستان این روایت به زیبایی پوست انداخته و فیلم درگیر ماجراهای تروریسم می شود و از یک ملودرام اجتماعی به فیلمی تراژیک تبدیل می شود.
گمان می کنم این فیلم را از ۲ منظر ملودرام اجتماعی و ژانر سیاسی می توان تحلیل کرد، اگر چه آبیار به زیبایی این دو را درهم تنیده اما به ظاهر جنبه عشقی آن بر بعد سیاست آن می چربد و از آنجایی که دوربین کارگردان به دل تروریسم نفوذ می کند لاجرم شخصیت های خاکستری از جمله مادر و عبدالحمید کمرنگ شده و در فصل دوم معنایی پیدا نمی کنند و به اجبار نمایش خشونت صرف و ایجاد رعب و وحشت بر فضای فیلم غالب می شود و لحن عاطفی فیلم تبدیل به تراژدی می شود که دراین صورت پایان بندی فیلم بخوبی طراحی شده است.
از طرفی نگاه سیاسی به فیلم به خاطر توجه نکردن به قدرت امنیتی ایران و ضعف در شخصیت پردازی ماموران امنیتی نگاه سیاسی و امنیتی به فیلم را به حداقل می رساند؛ اما تصور می کنم اگر قصه به گونه ای پیش می رفت که با بازسازی دستگیری عبدالمالک به پایان می رسید مخاطب غرورآمیز سالن سینما را ترک می کرد.
درنهایت شاید خیلی ها موافق نباشند اما به نظرم اگر تا کنون فیلم «آژانس شیشه ای» شاخصه ای برای این نوع سینما بود از این پس باید فیلم «شبی که ماه کامل شد» را به عنوان شاخصه آن مورد توجه قرار دهیم چرا که پس از سال ها رخوت و بی توجهی، با تلاش نرگس آبیار، سینمای ارزش نفسی دوباره کشید!
منبع: سینما پرس
سینما یعنی همین
محمدجوادکتابی
فیلم جدید نرگس آبیار را میتوان گذاشت در لیست بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران. شبی که ماه کامل شد یک اثر کامل است. چه از لحاظ فرم و چه از لحاظ محتوا یک سرو گردن از مابقی آثار منتشر شده در این سالها بالاتر است. نرگس آبیار در چهارمین فیلم سینمایی خود به چنان پختگیای در روایت داستان و تکنیک سینمایی رسیده است که دو ساعت و نیم مخاطب را در سالن سینما میخکوب میکند. اتفاقی که خیلی به ندرت در سینمای ایران اتفاق میافتد.
آبیار این بار به سراغ یک سوژه خاص و ملی رفته است. او اینبار از دل خانوادهی ریگیها قرار است برایمان داستان عاشقانهای را تعریف کند که فرجام تلخی در انتظار آن است. آبیار برای پرداختن به موضوع تکفیریها و علی الخصوص جنایتکار معروف عبدالمالک ریگی با هوشمندی مسیر جدیدی انتخاب کرده است. او داستان واقعی عاشق شدن عبدالحمیدریگی را روایت میکند و در بستر داستان، تغییر را به بهترین شکل ممکن به تصویر میکشد. تغییر عبدالحمید ریگی از یک عاشقِ شاعر و دلسوز به یک جانی!
اینجا دقیقا جاییست که کارگردانی آبیار و نوع روایت داستانش تحسین برانگیز میشود. او ایدئولوژیکترین و شعاریترین حرفها را هم جوری در زبان کارکترهای فیلم قرار میدهد که نهتنها تصنعی از آب در نمیآیند که اتفاقا خیلی هم باور پذیر میشوند. این مسئله زمانی مهم میشود که نگاهی به آثاری با مضامین ایدئولوژیکی در این سالها بیاندازیم. اغلب فیلمها شعاری میشوند و از پس موضوع خود بر نمیآیند اتفاقی که برای فیلم جدید آبیار نمیافتد.
نرگس آبیار هم در فیلمنامه و هم در کارگردانی درجه یک ظاهر شده است. البته دوربین روی دست و سبک مستندگونه فیلم ابتدائا کمی توی ذوق میزند ولی در ادامه کار حالت بهتری پیدا میکند. فیلم چند صحنه شاخص و درخشان دارد که به جرات میتوان گفت کمتر کارگردانی از پس آنها بر میآید. آبیار نه تنها صحنههای احساسی و زنانه که صحنههای جنگی و تعقیب و گریز فیلمش را هم به زیبایی به تصویر میکشد. بازی هوتن شکیبا در نقش عبدالحمید ریگی و بازی صدرعرفایی در نقش مادر ریگیها چشمگیر شده است.
در کل باید گفت نرگس آبیار با فیلم شبی که ماه کامل شد به موفقیت بزرگی در سینما رسیده است. موفقیتی که باید دید دیگر فیلمهای مطرح جشنواره در روزهای آینده میتوانند به آن برسند یا نه.

منبع: رجانیوز
وفاداری به درام
حامد یامین پور
همواره این سوال مطرح بوده که چرا با وجود ماجراهای دراماتیک فراوانی که در اطراف ما و در همین سال های پس از انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته اند فیلمسازان ما به دنبال سرهم کردن قصه های نصف و نیمه از اطراف خود هستند. آثاری که در این سال ها نشان داده چندان مورد اقبال عمومی هم قرار نمی گیرند.
یکی از فیلمساز هایی که تلاش کرده از این الگو فاصله بگیرد و اتفاقاً به دنبال رویداد های دراماتیک پس از انقلاب اسلامی برود «نرگس آبیار» است. آبیار در سه فیلم اخیر خود نشان داده که کار در حوزهی ادبیات به عنوان قصه نویس و خاطره نگار را به عنوان یک سرمایهی گران بها با خود به سینما آورده است. احترام به قصه و خلق درام در سینما اکنون در سومین اثر مهم او این فیلمساز را از دیگران متمایز کرده است.
امسال «شبی که ماه کامل شد» نشان می دهد که آبیار به صورت اتفاقی در دو فیلم قبلی خود به سراغ قصه هایی از درون تاریخ معاصر ایران نرفته است. از فیلم «شیار143» که در مورد مادر یک شهید جاویدالاثر بود و «نفس» که به نوعی ادای دین به انقلاب، دفاع مقدس و رنج ستم کشیدهی ایران بود و این فیلم که باز هم روایت است از درون زندگی همین مردم و اتفاقاتی که نه چندان دور به وقوع پیوسته و تاثیر مستقیم بر زندگی آن ها دارد.
آبیار در فیلم اخیر خود به سراغ سوژه ای سخت رفته و قصه ای دشوار برای روایت انتخاب کرده است. به تصیر کشیدن زندگی عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی تروریست مشهور همان قدر که به لحاظ سینمایی میتواند قصه ای جذاب محسوب شود در ساخت دشواری هایی برای تیم سازنده به همراه دارد.
این چالش ها صرفاً مسائل مربوط به تولید و فراهم کردن شرایط ساخت نیست. اقتباس از یک داستان واقعی و خلق شخصیت های در یک فیلم سینمایی و انتخاب درست موقعیت ها برای همراه کردن مخاطب کم از تولید این فیلم سختی ندارد.
فیلمساز اما در به تصویر کشیدن یک زندگی موفق بوده است. ما یک لحظه از ماجراهای فیلم جدا نمیشوی و هر لحظه اتفاقی برای کشش بیشتر اثر گنجانده شده تا فارغ شده از قصه در طول فیلم به راحتی ممکن نباشد. وقتی آبیار از زاویه ی عشق به ماجرای ریگی ورود کرده شما ناخودآگاه قلاب توجهتان به صورت عاطفی به این زندگی جذب می شود و این دقیقاً چیزی است که فیلمساز می خواهد.
آبیار تلاش کرده تا آنچه بر سر فائز همسر عبدالحمید آمده به خوبی در ذهن مخاطب نقش ببندد. اینکه چگونه یک عشق تبدیل به نفرت می شود و عبدالحمید عاشق چگونه با القائات برادر خود عبدالمالک تبدیل به یک جنایتکار می شود مسیر برگزیده شدهی فیلمساز برای نمایش این ماجراست.
بدون شک همچنان ماجراهایی در دل همین قصه هستند که مستقلاً قابلیت فیلم شدن داشته باشند اما این نگاه زنانهی آبیار بود که با محترم شمردن عشق از این زاویه به ماجرا نگاه کرد.
حتماً فیلم زندگی خود عبدالمالک ریگی و مسیری که او تا دستگیری طی کرد میتواند فیلمی جذاب باشد اما این فیلم فیلم فائز و عبدالحمید است و باید به انتخاب فیلمساز احترام گذاشت.
انتظارات با این فیلم از آبیار خیلی بیشتر از گشته بالا رفته. اگر چه او میگوید که دوست دارد فضاهای مختلفی را تجربه کند و شاید در فیلم بعدی به کلی از این فضاها فاصله بگیرد اما شاید اغراق نباشد که بگویم ادامهی این مسیر توسط او به شرط حفظ همین کیفیت از وی فیلمسازی ماندگار خواهد ساخت.
منبع: رجانیوز
در نشریهی هالیوود ریپورتر نیز از فیلم “شبی که ماه کامل شد” تمجید به عمل آمده است
دبورا یانگ منتقد مطرح که در جشنواره جهانی فجر به تماشای آخرین ساختهی نرگس آبیار نشسته بود به ستایش از فیلم پرداخت.
شبی که ماه کامل شد فیلمی داراماتیک است که براساسِ واقعیت ساخته شده است. یک عروس جوان و فارغ البال ایرانی، زمانی که کشف می کند خانوادهی همسرش از اعضای القاعده هستند که دیگر خیلی در شده است؛ یک درام سیاسی باور شده، براساس وقایع تاریخی، یک داستان عاشقانه و یک فیلم پر از وحشت در قالبی میخکوب کننده به روایت نرگس آبیار.
این کارگردان توان و استعداد خود را به بهترین نحو در شبی که ماه کامل شد به تصویر می کشد. او بعد از دو فیلم “شیار 143” و “نفس” با موضوعات انسانی در رابطه با جنگ ایران و عراق، اکنون به موضوع القاعده می پردازد و مانند اپرایی که رفته رفته اوج می گیرد، قدم به قدم ما را در لحظات هراس و ترس فرو می برد.
یک زندگی رویایی، شاد و رمانتیک که در نیمهی دوم فیلم به یک داستان هراس انگیز و پر از رعب بدل می شود. این فیلم جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن را در جشنواره ملی ایران و جشنواره فیلم فجر در ماه بهمن 1397 به دست آورده است و به احتمال زیاد جایزههای زیادی را از جشنوارههای دیگر را از آن خود خواهد کرد. نکتهی مهمی که وجود دارد این است که شخصیتهای فیلم سریع دستخوش تغییر و تحول می شوند و همین امر سبب مب شود از تاثیر این تنشهای پیاپی و انباشته شده فیلم کاسته شود.
با این همه، دو ساعت و پانزده دقیقه فیلم برای نشان دادن کیفیت واقعی در رابطه با فجایع القاعده کافی نیست. اما این فقدان، در سادگی و اعتدالی پرشور از فیلمسازی جبران شده است. یکی از جذابیتهای این فیلم هدایت درست و گیرای بازیگران است، بالاخص الناز شاکردوست که نقش زنی بشاش را بازی می کند که نمی خواهد باور کند همسرش به راهی مخوف پا گذاشته است. زمانی در می یابد که زندگیاش در حال نابودی است که میانِ کابوس وحشتناکی دست و پا می زند.
سکانسهای آغازینِ فیلم، روان و لطیف است. باید برای حمید نجفی راد به علت تدوین شاخصاش کلاه از سر برداشت. او چنان مدرن و فریبنده در نیمه اول فیلم تماشاگر را به بازی می گیرد که مخاطب فکر می کند داستان تا پایان به همین منوال پیش می رود. اما چنین نمی شود و ورق بعد از پایان نیمه اول فیلم برمی گردد.