فیلم سینمایی سمفونی نهم
خلاصه داستان فیلم سینمایی سمفونی نهم
راحیل یک دکتر جراح بوده و همسرش را در حین عمل جراحی از دست داده است. او تصمیم میگیرد تا جنازه همسرش را بدزدد و او را طبق وصیتش در یک روستای دور افتاده، در کنار پدر و مادرش به خاک بسپارد؛ کاری که برادر شوهرش با آن موافق نیست. راحیل در میانه راه با ملک الموت روبرو میشود و میفهمد که دیگر فرصتی برای انجام خواسته همسرش ندارد. اما ملک الموت به جای قبض روح راحیل، عاشق او میشود و … .
کارگردان: محمدرضا هنرمند
تهیه کننده: زینب تقوایی
نویسنده: محمدرضا هنرمند و حامد افضلی
بازیگران: حمید فرخنژاد، ساره بیات، محمدرضا فروتن، پژمان بازغی، مهرداد صدیقیان، علیرضا کمالی، هدی زین العابدین، منوچهر آذر، مارین ون هولک، الهام نامی و حمیدرضا مولانا
مدت زمان: 90 دقیقه
تاریخ اکران: 15 آبان ماه سال 1398
موسسه توزیع کننده: نمایش گستران
امتیاز در IMDb: 6.3/10
هزینه ساخت: 5 میلیارد تومان
فروش گیشه: 491,082,000 تومان
نقد فیلم سینمایی سمفونی نهم
محمدرضا هنرمند به مدت 17 سال از سینما دور بوده و آخرین ساخته سینماییاش عزیزم من کوک نیستم محسوب می شود که در سال 1380 به اکران درآمد. اما بازگشت هنرمند به عرصه فیلمسازی با ایدههایی مغشوش که نسبتشان با یکدیگر قابل درک نیست شکل گرفته است. قصه اثر جدید او در مرز میان عشق و مرگ روایت می شود. مرگی که انسان همواره از آن وحشت دارد و عشقی که می تواند زندگی هر انسانی را معنا ببخشد یا او را به کام مرگ بکشاند. نگاه فانتزی هنرمند به این مقوله ایده جدیدی در سینما محسوب نمی شود. همراهی یک فرشته با انسان زمینی، قدمت زیادی در تاریخ سینما دارد که در اغلب موارد هسته اصلی فیلم به درک دنیای انسانها و زیباییهای زندگی که انسان زمینی از آن غافل بوده می پردازد. اما هنرمند در سمفونی نهم تصمیم بزرگ تری گرفته و قصد داشته برای تعریف قدرت عشق، مروری بر تاریخ داشته باشد.
سمفونی نهم دارای پیچیدگیهای بیهودهای است!
بخش زیادی از فیلم به بررسی مهم ترین رویدادهای تاریخ ایران می گذرد که در میانشان یک مورد هیتلر نیز به چشم می خورد! هنرمند در سمفونی نهم، ملک الموت را در هنگام مرگ شخصیتهای مشهور تاریخ به سراغشان می فرستد تا گاهی کلام معروفشان را که در کتب تاریخی ذکر شده، در بستر مرگ از زبانشان بشنویم و گاهی نیز روایتی طنز آمیز از آنچه که در لحظات آخر عمر بر آنها گذشته شاهد باشیم. همین تغییر مداوم لحن در اثر از کمدی به درام و از فانتزی به رئال، سبب شده تا سمفونی نهم علی رغم حرف سادهای که قصد بیان آن را دارد، دچار پیچیدگیهای بیهوده ای شود که اثر را از نفس انداخته است.
انتخاب نادرست رویدادهای تاریخی
فیلم در ابتدا به سراغ کوروش بزرگ می رود و او را در آخرین لحظات پیش از مرگ به تصویر می کشد. جایی که او افراد نزدیکش را به دور خود جمع کرده و برایشان سخنرانی می کند. سخنرانی پرشور و احساسی که حتی ملک الموت نیز تحت را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. هنرمند در هنگام روایت مرگ کوروش کوچک ترین تصمیمی برای ایجاد کمدی موقعیت نگرفته اما در سکانس بعد، ما به لحظات آخر مرگ هیتلر در پناهگاهش می رویم که کاملا در تضاد با موقعیت قبلی است! در اینجا اثر به صورت طنازانه، آنچه که بر هیتلر و معشوقش در آخرین لحظات عمرشان گذشته را روایت می کند و در اپیزودهای بعدی نیز بار دیگر لحن فیلم دچار تغییر می شود! از این جهت است که سمفونی نهم علی رغم سادگی کلامش، دچار آشفتگیهایی است که مسبب آن انتخاب نادرست رویدادهای تاریخی است.
عدم توجه کافی به قصه اصلی!!
دیگر ایراد بزرگ اثر، عدم توجه کافی به قصه اصلی بوده است. اینکه ملک الموت که در حال تلاش برای فهم عشق و دنیای انسانهاست، به سراغ خاطراتش از ستاندن جان افراد مشهور برود می تواند یک کلید مهم برای رسیدن به پیام اصلی باشد. هنرمند می توانست روایت تاریخی را به کار بگیرد تا مفهوم عشق به زیبایی و با ظرافت در وجود ملک الموت شعله ور شود و او را به یک آگاهی بزرگ برساند. اما در اینجا انتخاب رویدادها از مرگ امیر کبیر گرفته تا کوروش بزرگ و خودکشی هیتلر، پیوستگی مشخصی با قصه اصلی نداشتهاند و به همین جهت، داستان اصلی و همسفر بودن ملک الموت و راحیل، خسته کننده و از نفس افتاده است.

مقدمه اشتباه سمفونی نهم!!
هنرمند در طول قصه از مخاطب می خواهد تا ملک الموت را همراهی کرده و او را در شرایطی که قصد درک عشق را دارد باور نماید؛ اما هیچ موقعیتی که باعث شود عشق از جانب او درک شود در فیلم به چشم نمی خورد. اگر خاطرات بی نظم و ترتیبی که در اثر وجود دارند را نادیده بگیریم، در زمان همراهی ملک الموت و راحیل، فیلم هیچ موقعیت منطقی نمی سازد که تلنگری به فرشته مرگ باشد. دلیل این امر نیز مقدمه اشتباه فیلم درباره راحیل است. پزشکی که پس از مرگ همسرش او را بلافاصله به پشت ماشین انداخته و قصد دارد به محل دفن پدر و مادرش ببرد تا آخرین وصیت او را اجرا کرده باشد! این مقدمه حتی در شرایطی که اثر را فانتزی بدانیم، باز هم فاقد منطق بوده و یک مقدمه اشتباه محسوب می شود که همین خشت ابتدایی نیز اثر را تا ثریا به اشتباه هدایت کرده است.
ایفای نقش بازیگران فیلم سمفونی نهم
در میان بازیگران فیلم، حمید فرخ نژاد وضعیت بهتری دارد. فرح نژاد در سمفونی نهم نقشی را ایفا کرده که در اجرای آن تبحر دارد و به نظر می رسد بهترین انتخاب برای نقش ملک الموت است. مارین ون هولک که حضور کوتاهی در فیلم دارد نیز نقش آفرینی قابل توجهی از خود به نمایش گذاشته است. شاید هدر رفته ترین بازیگر فیلم را باید محمدرضا فروتن بدانیم که در نقش سرهنگ، شخصیتی مجهول را ایفا می کند که فیلم نه به عشق دیرینش می پردازد و نه آنچه که میان او و راحیل گذشته است. ساره بیات نیز در نقش راحیل، تفاوتی با نقش آفرینیهای سالهای گذشتهاش ندارد.
سمفونی نهم، اثری است به سوی آشفتگی محض!
سمفونی نهم می توانست مسیری ساده تر را برای روایت قصه مرگ و عشق پیش بگیرد، اما تصمیم فیلمساز بر مرور تاریخ ایران و جهان برای رسیدن به هدفش بوده است. زمانی که در یک اثر سینمایی، قصه به تاریخ یک کشور گریز می زند، می بایست فصل مشترکی میانشان برقرار نماید که این امر مستلزم مطالعه و تسلط بر تاریخ و به کارگیری وجه اشتراک آنها در کنار یکدیگر است. اتفاقی که به نظر نمی رسد محمدرضا هنرمند حداقل در سمفونی نهم توانسته باشد از پس آن برآید. اینکه بتوانیم بین رابعه بلخی و هیتلر و بردیا فصل مشترکی درباره عشق بیابیم، اقدامی بوده که هنرمند قصد به تصویر کشیدن آن را در سمفونی نهم داشته اما اثر را به یک آشفتگی محض سوق داده است.
با تمام این تفاسیر، سمفونی نهم اثر محترمی به شمار می آید!!!
سمفونی نهم البته از منظر رجوع به تاریخ، اثر محترمی محسوب می شود. در سینمای آفت زده امروز ایران که ابتذال مقبولیت شدیدی نزد مخاطبین یافته است، تماشای اثری که به تاریخ ایران زمین حتی به اختصار پردازد و برگی هرچند ناچیز، از گذشته پر ماجرای این سرزمین روایت کند، یک غنیمت محسوب می شود. اینکه در سینمای امروز بتوانیم ردپایی از رابعه بلخی و عشق آتشین او به بکتاش بیابیم و یا به سراغ خلوت هیتلر در آخرین لحظات زندگی اش برویم و آن را با طنازی روایت کنیم، اتفاقی نیست که هر فیلمسازی جسارت انجام آن را داشته باشد. شاید بهتر می بود که هنرمند یک مسیر واحد را پیش می گرفت و حتی لحن کمیکی که در خلوت هیتلر به کار گرفته را به عنوان لحن اصلی فیلم پیش می گرفت؛ لحنی که با بررسی مسیر فیلمسازی هنرمند می توان گفت که در به کارگیری آن تسلط دارد و یکی از بهترین کارگردانان سینمای ایران در این زمینه محسوب می شود.
منبع: مووی مگ