امروز چخبره؟
شارلیز ترون (شارلیز ترون اذعان داشته که هیچ گاه ازدواج نمی کند!)، ستاره فیلم جاده خشم درباره ماجرای مشاجرهاش با تام هاری در پشت صحنه این فیلم صحبت کرد.
فیلم سینمایی مکس دیوانه: جادهی خشم
فیلم سینمایی مکس دیوانه: جادهی خشم (ده فیلم برتر یک دهه اخیر!) اغلب یکی از بهترین آثار اکشن تاریخ سینما نامیده میشود. نیویورک تایمز به تازگی تاریخچهای شفاهی از جادهی خشم و مسائل پشت صحنه این فیلم حماسی منتشر کرده است که شامل این ادعا که اوما تورمن برای نقش فیوریوسا در نظر گرفته شده بوده و جرمی رنر برای نقش مکس تست بازیگری داده، میشود.
اما شاید مهمترین بخش گزارش به تام هاردی (تاریخ اکران فیلم سینمایی Capone مشخص شد!) و شارلیز ترون مرتبط باشد و مشاجرههایی که نتیجهی فیلمبرداری سنگین پروژه بود. هاردی و ترون در محل فیلمبرداری مشاجره کردهاند اما ترون به نیویورک تایمز میگوید هر دوی آنها مقصر بودهاند.
شارلیز ترون: تام هاردی را هنگام ساخت مکس دیوانه درک نمیکردم!
ترون در این باره میگوید: “وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که واقعا هاردی را درک نمیکردم که چه احساسی میتوانست داشته باشد از اینکه جانشین مل گیبسون میشد. این احساس وحشتناکی است! فکر میکنم به علت نگرانیهای خودم، سعی میکردیم از خودمان محافظت کنیم به جای اینکه به هم بگوییم: این تجربه هم برای تو و هم من ترسناک است، بیا با هم خوشبرخوردتر باشیم؛ به شکل عجیبی مانند شخصیتهایمان در فیلم رفتار میکردیم: همهچیز در مورد بقا بود.”

ترون در ادامه گفته است: “مهمترین مسئلهای که تمام پروداکشن را به جلو میبرد، ترس بود. من به شدت ترسیده بودم، زیرا هرگز چنین کارهایی انجام نداده بودم. فکر میکنم مشکل اصلی میان من و جورج میلر این بود که او فیلمی در ذهنش ساخته بود و من سخت میکوشیدم آن را درک کنم.”
تام هاردی: چیزی که شارلیز میخواست شاید یک همکار بهتر و شاید باتجربهتر بود!
تام هاردی هم به تایمز میگوید که با ترون موافق است: “فشار بر روی هر دوی ما در مواقعی غیرقابل تحمل میشد. چیزی که شارلیز میخواست شاید یک همکار بهتر و شاید باتجربهتر بود. این مسئلهای بود که نمیتوان به عدم وجودش تظاهر کرد. حالا که سالخوردهتر و ناخوشایندتر شدهام، میتوانستم بهتر عمل کنم.
به واسطهی اینکه مسائل جزئی بسیاری را باید در نظر میگرفتیم و اینکه کنترل بسیار کمی بر هر وضعیت جدیدی که به وجود میآمد داشتیم و اینکه برداشتها بسیار سریع اتفاق میافتاد (برای اینکه کات نهایی خوب از آب دربیاید لحظات کوچک داستان باید ساخته میشد) ما بسیار سریع پیش میرفتیم و این در مواقعی غیرقابل تحمل میشد.”